تحلیلی بر بازار جهانی

آیا تعداد برندهای ساعت بیش از حد شده است؟

یک برند ساعت به زبان ساده شرکتی است که ساعت مچی تولید می‌کند. یک ساعت‌ساز ممکن است تنها یک نفر باشد یا یک ابرشرکت با هزاران کارمند؛ از نظر اندازه، هر چیزی بین این دو حالت ممکن است. اما از نظر آماری، برندهای ساعت معمولاً شرکت‌های کوچک تا متوسطی هستند که به ندرت بیش از چند ده کارمند دارند. شما امروزه یک برند را به واسطه نام درج شده روی صفحه ساعت می‌شناسید. این برندها اشکال گوناگونی دارند، اما وجه اشتراک همه آن‌ها تولید ساعت مچی با نام تجاری خودشان است. شاید این تعریف بدیهی به نظر برسد، اما این تنها نقطه اشتراک در اکوسیستم متنوع این صنعت جهانی است. با این حال، پرسشی که دائماً مطرح می‌شود این است: «آیا تعداد برندهای ساعت بیش از حد زیاد شده است؟»

در این هیاهوی زمان‌سنج‌ها و برندهای رنگارنگ، "فروشگاه اینترنتی ساعت من" به عنوان مرجعی تخصصی و خوش‌نام، دریچه‌ای مطمئن به سوی دنیای ساعت‌های مچی اورجینال زنانه و مردانه گشوده است تا اصالت و زیبایی را هم‌زمان بر دستان شما بنشاند.

آیا ساعت بیشتری تولید می‌شود یا خریدار کمتر شده؟

در حقیقت، ممکن است تعداد ساعت‌های تولید شده بیشتر از خریداران آن‌ها باشد. این موضوع جدیدی نیست و لزوماً نحوه کارکرد صنعت ساعت امروز را نشان نمی‌دهد. در بیشتر مدتی که من صنعت ساعت را پوشش داده‌ام، تولید همیشه بیش از تقاضای آماده برای خرید ساعت مچی بوده است. با این حال، حدس من این است که امروزه تولید مازاد کمتر از ۱۵ یا ۲۰ سال پیش است. با توجه به حساسیت شرکت‌ها به واقعیت‌های زنجیره تأمین و کاهش ضایعات، می‌توان استنباط کرد که آمار تولید نسبت به میانگین‌های تاریخی اخیر نسبتاً پایین است.

اما همیشه این‌طور به نظر نمی‌رسد؛ به خصوص با توجه به تعداد مدل‌های جدیدی که ظاهراً همیشه در حال عرضه هستند. بسیاری از این ساعت‌ها متعلق به شرکت‌های تازه‌تأسیس هستند، علاوه بر محصولاتی که از برندهای قدیمی و «نام‌های بزرگ» محبوبِ مصرف‌کنندگان لوکس عرضه می‌شوند. به نظر می‌رسد که ساعت‌ها با رکوردی بی‌سابقه توسط تعداد بی‌شماری از کارآفرینان در حال تولید هستند.

آیا همه دوام می‌آورند؟

هر هفته یک برند جدید!

احتمالاً دیگر نیازی نیست که یک رسانه تخصصی باشید تا متوجه شوید هر چند وقت یک‌بار برندهای ساعت جدیدی ظهور می‌کنند. گمان نمی‌کنم هفته‌ای بگذرد که من درباره حداقل یک برند جدید در فضای ساعت‌سازی نشنوم. برخی از این شرکت‌ها قیمت‌های پایه و مدل‌های ساده دارند و برخی دیگر در قیمت‌گذاری و جاه‌طلبی، فوق‌لوکس عمل می‌کنند. مهم نیست اقتصاد یا بازار ساعت چگونه تغییر و نوسان می‌کند، به نظر می‌رسد هیچ کمبودی در عرضه ساعت‌هایی با نام‌های کاملاً جدید روی صفحه آن‌ها وجود ندارد. اما آیا همه این شرکت‌ها موفق خواهند شد؟

برندهای ساعت Christopher-Ward-C12-Loco-RAZ
راه میان‌بُر یا ریسک؟

راز احیای برندهای فراموش شده

یک روش محبوب برای راه‌اندازی یک برند جدید، احیای یک برند قدیمی است. تأسیس یک شرکت جدید بر اساس ایده‌های نو و شخصیتی که هنوز کسی تجربه نکرده، چالشی خلاقانه و ریسکی جدی است. بنابراین، بسیاری از بنیان‌گذاران برندهای ساعت ترجیح می‌دهند با ایده‌های قدیمی شروع کنند. در حدود ۱۰۰ سالی که ساعت‌سازان بزرگ وجود داشته‌اند، بسیاری از آن شرکت‌ها ادغام، تعطیل یا به سادگی کنار گذاشته شده‌اند.

به طور خلاصه، تعداد برندهای مرده با تاریخچه‌های معتبر و محصولات موجود، قابل توجه است. تصور نکنید که تمام برندهای خوب و قدیمی قبلاً احیا شده‌اند یا اینکه نمی‌توانند چندین بار به زندگی بازگردند. نکته‌ای که باید هنگام خرید ساعت مچی از این برندها به خاطر بسپارید این است که قبل از بازگشت به زندگی، آن‌ها با مرگ روبرو شده‌اند. همه برندها قرار نیست موفق شوند، حتی اگر نسل‌های آینده به میراث آن‌ها نگاه کنند و چیزی دوست‌داشتنی بیابند.

واقعیت پشت پرده ساخت و مونتاژ

در اواسط قرن بیستم، تعداد قابل توجهی شرکت وجود داشت که ساعت‌هایی با انواع و قیمت‌های مختلف می‌ساختند. اکثر آن‌ها کل ساعت را تولید نمی‌کردند، بلکه فقط قطعات مختلف آن را می‌ساختند و عمدتاً به قطعات تولید شده توسط شبکه‌ای از تأمین‌کنندگان متکی بودند. برندهای ساعت کمتر بر توانایی ساخت تمرکز داشتند و بیشتر بر فروش و عرضه به بازار متمرکز بودند.

اگرچه تصور یک برند ساعت به عنوان یک نهاد کاملاً کارخانه‌ای آسان است، اما واقعیت این است که بخش "برند" یک شرکت ساعت‌سازی بیشتر با طراحی محصول، نحوه بازاریابی و محل فروش آن هم‌راستا بود. این‌ها در واقع همان چیزهایی هستند که مردم هنگام تصمیم‌گیری برای خرید ساعت مچی با یک برند مرتبط می‌دانند. اینکه محصولات چگونه یا کجا ساخته می‌شوند، اغلب جزئیات کم‌اهمیت‌تری برای موفقیت در بازار است. صرفاً داشتن یک محصول خوب بدون یک برند و جایگاه مناسب در بازار به معنای درآمد ناچیز و فروش پایین بود (و هنوز هم هست). امروزه نیز بسیاری از برندهای ساعت به همین شیوه عمل می‌کنند.

چرخه‌های تکراری مرگ و تولد در صنعت ساعت

در اواسط دهه ۱۹۷۰، بسیاری از ساعت‌سازان جهان منقرض شدند. بازار آن‌ها خشک شد زیرا مصرف‌کنندگان به سمت فناوری جدید ساعت‌های الکترونیکی (کواترز) رفتند که بازار ساعت‌های مکانیکی را کاملاً از میدان به در کرد. بسیاری از برندهای نابود شده بعداً توسط تجار مختلف احیا شدند. برخی از آن‌ها نام‌های بزرگ و لوکسی هستند که امروزه در بازارهای اصلی شناخته شده‌اند و برخی شرکت‌های بوتیکی هستند که عمدتاً برای کلکسیونرها ساعت تولید می‌کنند.

نکته این است که چرخه‌های رشد و مرگ برندهای ساعت نه تنها در گذشته اتفاق افتاده، بلکه پدیده‌ای رایج در این صنعت است. اگر تاریخ تکرار شود، بسیاری از شرکت‌هایی که امروز ساعت می‌سازند، اگر نتوانند در بازار رقابت کنند، احتمالاً از بین خواهند رفت، حتی اگر مصرف‌کنندگان هنوز با خوشحالی اقدام به خرید ساعت مچی کنند. یک درس بسیار مهم این است: صرفاً به این دلیل که مردم به این دسته محصول (یعنی جمع‌آوری ساعت به عنوان سرگرمی) علاقه دارند، به این معنی نیست که بازار هر کالایی را که ادعا می‌کند یک ساعت مچی است، خریداری خواهد کرد. بقا برای برندها تضمین شده نیست؛ بقا بارها و بارها باید به دست آید.

خرید ساعت مچی RJ-Arraw-Space-6919-Titanium-Ceramic-Moon-Phase

چرا راه‌اندازی برند ساعت این‌قدر آسان شده؟

یکی از دلایل تعدد برندهای ساعت این است که مانع ورود به این صنعت نسبتاً پایین است. برای راه اندازی یک شرکت خودروسازی، به میلیون‌ها دلار، سال‌ها صبر و رعایت انواع مقررات نیاز دارید. اما با چند ده هزار دلار، کمی انرژی خلاقانه و چند ماه زمان، شما هم می‌توانید یک برند ساعت راه اندازی کنید. البته این بدان معنا نیست که شما یک برند ساعت خوب، اصیل یا تأثیرگذار راه اندازی خواهید کرد، اما بالاخره اکثر شرکت‌ها باید از جایی شروع کنند.

پایین بودن مانع ورود برای شروع یک شرکت ساعت‌سازی جدید، آن را به یک چشم‌انداز تجاری جذاب برای طیف وسیعی از افراد، از هنرمندان و خلاقان گرفته تا بازاریاب‌ها و کارشناسان لجستیک تبدیل کرده است. این موضوع باعث تنوع وسیعی از محصولات می‌شود که برای سرگرمی و بازار خرید ساعت مچی خوب است. با این حال، نشان می‌دهد که بسیاری از این عملیات‌های کوچک، جایگاه مشتری خود را پیدا نخواهند کرد یا مدل تجاری پایداری را کشف نمی‌کنند.

مشکل اصلی برندها: پول، نه ایده

اگرچه راه اندازی یک برند ساعت آسان است، اما به این معنی نیست که ایجاد یک محصول رقابتی ساده یا ارزان است. برندهای ساعت به ندرت به دلیل نبود ایده‌های خوب می‌میرند، بلکه به دلیل عدم یافتن ساختار مالی مناسبی که به آن‌ها اجازه دهد آن ایده‌ها را اجرا کنند، از بین می‌روند. زیبایی اکثر برندها در پتانسیل ذاتی آن‌هاست. تقریباً تمام برندهای ساعت آهنربایی برای نیروهای خلاق هستند، زیرا ساعت‌ها ذاتاً پالت‌های هنری هستند.

این بدان معناست که امیدی وجود دارد که مردم مایل به خرید ساعت مچی تازه و متفاوتی باشند که قبلاً ندیده‌اند. هیچ‌کس که امروز یک شرکت ساعت راه می‌اندازد، تضمینی ندارد که حتی یک نفر برای محصولاتش پول پرداخت کند. همه این افراد شهود یک قمارباز را دارند و امیدوارند سرمایه‌گذاری‌شان نتیجه دهد.

نقش «ایگو» در انفجار برندهای جدید

یکی از دلایل کمتر گفته شده برای تعدد برندهای ساعت این است که افراد خلاق به ندرت با دیگران خوب کار می‌کنند. برخی این را "مشکل اِگو" (Ego Problem) می‌نامند. فرآیند طراحی و تخیل محصول یک تلاش بسیار شخصی است. وقتی دو فرد خلاق با اراده قوی با هم ملاقات می‌کنند، اغلب به جای تقسیم قدرت، با هم درگیر می‌شوند. نتیجه این است که اکثر برندهای ساعت در نهایت تنها یک نیروی خلاق دارند.

این قلمروطلبی افراد خلاق به این معنی است که اکثر برندها تنها یکی از آن‌ها را دارند. مدیران خوب با دادن اختیار خلاقانه کافی به طراحان غیرمدیر، این مشکل را حل می‌کنند. اما معمولاً، افراد خلاق در برندهای ساعت کارهای خوب خود را ترک می‌کنند صرفاً به این دلیل که کنترل یا آزادی خلاقانه کافی به آن‌ها داده نمی‌شود. بسیاری از این افراد ناامید در نهایت شرکت خود را ترک کرده و برندهای جدیدی تأسیس می‌کنند. اگر شرکت‌های موجود کارفرمایان جذاب‌تری برای افراد خلاق بودند، شاید تعداد کمتری از آن‌ها مجبور می‌شدند برای رقابت، مستقل شوند.

فرصت بزرگ، رقابت مرگبار

اینترنت: شمشیر دو لبه برای ساعت‌سازان

متأسفانه، امروزه موفقیت به عنوان یک استارتاپ ساعت به این آسانی نیست. اینترنت بازار جدید و وسیعی را برای برندهای ساعت ایجاد کرد تا مستقیماً به مشتریان دسترسی پیدا کنند. ناگهان، بنیان‌گذاران می‌توانستند دروازه‌بانان سنتی (خرده‌فروشان و توزیع‌کنندگان) را دور بزنند. بازاریابان برند این واقعیت را با شعار محبوب «قیمت پایین برای یک ساعت لوکس چون واسطه را حذف می‌کنیم» به فرصتی برای مصرف‌کنندگان تبدیل کردند.

سهولت دسترسی به مشتریان و دسترسی ارزان و مستقیم به خدمات تولید، باعث تکثیر برندهای جدید شده است. هم‌زمان، فرهنگ عامه (Pop Culture) دوباره به ساعت‌های مچی روی خوش نشان داده است. برخلاف پیش‌بینی‌های سال ۲۰۰۰ که ساعت مچی را فناوری منسوخ می‌دانستند، امروزه متولدین سال ۲۰۰۰ احتمالاً دو برابر بیشتر از نسل‌های قبل به خرید ساعت مچی علاقه دارند.

خرید ساعت مچی Time-Machines-Schaefer-x-Companions-Solune-Dune-LOR

آیا خریداران اشباع شده‌اند؟

شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد بازار ممکن است به نقطه‌ای برسد که برندهای ساعت بیش از حد زیاد باشند. وقتی تعداد برندها زیاد می‌شود، مصرف‌کنندگانِ علاقه‌مند با پیشنهادات و فرصت‌های خرید بمباران می‌شوند. دسترسی به مخاطبان از طریق تبلیغات آنلاین آسان است، اما مشکل اینجاست که "بیش از حد" آسان است. تعداد محدودی از خریداران ساعت با پیشنهادهایی بیش از توان مالی یا ذهنی‌شان مواجه می‌شوند.

مصرف‌کنندگان در حال آموزش دیدن برای انتخاب‌گر و سخت‌گیر بودن هستند. اگر آن‌ها فقط بتوانند یکی از هر ۱۰۰ ساعتی را که دوست دارند بخرند، آیا در فرآیند خرید ساعت مچی وقت نمی‌گذارند و با وسواس انتخاب نمی‌کنند؟ امروزه چون تعداد ساعت‌ها بسیار بیشتر از مچ‌هایی است که می‌خواهند آن‌ها را ببندند، مصرف‌کنندگان قدرت بیشتری نسبت به فروشندگان دارند.

واکنش طبیعی به شلوغی آنلاین

نقش رویدادهای حضوری در انتخاب نهایی

رویدادهای حضوری ساعت در حال حاضر بسیار محبوب هستند، که تا حد زیادی نتیجه مسئله وجود برندهای بیش از حد و انتخاب‌های بسیار زیاد است. من دوست دارم رویدادهای حضوری را نمایشگاه‌های «آنچه آنلاین دیده شده» بنامم. مصرف‌کنندگان می‌خواهند محصولات را شخصاً تجربه کنند تا در میان گزینه‌های نامحدود آنلاین، انتخاب خود را محدود کنند.

تکثیر نمایشگاه‌های حضوری نتیجه مستقیم شلوغ شدن فضای آنلاین برندهای ساعت است. بسیاری از برندهای کوچک و جدید باید زمان زیادی را صرف راه اندازی غرفه برای ملاقات با خریداران کنند، زیرا متقاعد کردن مصرف‌کنندگان برای خرید آنلاین بدون سرمایه‌گذاری سنگین بازاریابی، روز به روز سخت‌تر می‌شود.

آینده بازار شلوغ ساعت

نتیجه‌گیری

با وجود اینکه در ۱۸ سال گذشته شاهد ظهور صدها برند جدید بوده‌ام، واقعاً ندیده‌ام که شرکت جدیدی برخیزد و جایگزین نام‌های اصلی در ساعت‌سازی لوکس یا انبوه شود. شرکت‌های جدید کمی به جریان اصلی راه یافته‌اند. این‌ها نشانه‌هایی است که بازار ساعت محدود است و ممکن است بازیگران بیش از حد زیادی در آن حضور داشته باشند.

آیا باید تعداد برندهای ساعت جدید کمتر باشد؟ شخصاً چنین چیزی را نمی‌خواهم. من از خلاقیت و اصالتی که در بسیاری از نام‌ها و محصولات جدید می‌بینم لذت می‌برم. نیازهای من برآورده نمی‌شود اگر برندها شروع به از بین رفتن کنند. بنابراین، حتی اگر از نظر ریاضی معتقد باشم که بازار خرید ساعت مچی ممکن است در حال حاضر اشباع شده باشد، از نظر احساسی همیشه مشتاق مفاهیم و طرح‌های جدید هستم. زنده باد تمام مدعیان برندهای ساعت!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *